یا امام رضا ع

خیال نسخه های بی خودیبی

درد بی درمان علاجش مشهد است

 

 

در بین ذکرهای شفا بخش عشق

الحق که یا رضا چیز دیگریست...

 

 

گیرم بهشت مست می حوض کوثر است

فواره های صحن رضا دیدنی تر است ...

 

 

 

یک بار آمده ایم طواف حریمتان

صدها هزار مرتبه خیرش به ما رسید

 

 

 

گر گرفتارم و محتاج ولی مطمئنم

که تو را دارم و آینده من مبهم نیست...

 

 

وقتی کبوتران حرمت گرسنه اند ...

گندم برای سفره ما نان نمی شود

 

 

 

 گر بگویند که مرا با تو سر کاری نیست

در و دیوار گواهی بدهد کاری هست

 

 

 

از گدا هم کریم می سازی

بسکه اعجاز کیمیا داری

من هوای تو را به سر دارم

تو هوای دل مرا داری

 

 

چقدر جار زدم من که دوستم داری؟

بیا مقابل مردم مرا خراب مکن ...

 

 

 

آقا جان

گاهی دلم میخواهد...

دل شما هم برایم تنگ شود

 

 

اَمَنْ یُجیب"ِ قلب من "


گنبد بی‌همتای تو...!!


" في کـُلّ حال ٍ حاجَتـــي


زیارت ضریح تو..!!

 

 

 

آن دردها که از همه پوشیده داشتم

تنها در این حرم به تو گفتم

تو محرمی ...

 

 

 

دلبری که من در این حرم دیدم ...

با گنهکار کنار می آید

 

 

 

 

بیـن بازار غلامــان نـظــر انــداخـتــه اى !

 

جنــس مـرغــوب نبــودم ، 

 

نـخریــدی ؟

 

بـاشــد...

 

 

 

شب برای منه دلتنگ ...

عواقب دارد

 

 

شاعران...

با همه ذوق و جوانی و هنر...

آمدند وصفت کنند اما ...

همگی دق کردند...

 

 

 

آزرده گشته خاطرت از اعمال من

 

آقا ببخش نوکرتان را ...

 

دَردِسَری شده...

 

 

 

تنها کمی به من نظر لطف میکنی آقا؟

جانم فدایت...

کم تو فرق می کند

 

 

آقا جان ...

طاقت دوری ندارم ...

رحم کن بر عاشقت ...

 

 

 

 

گدایانت به شوق وصل می آیند و میگویند...

مگیر ای شاه ؛ از ما پاپتی ها؛ این محبت را

 

 

 

دوستم را اولین باری که آوردم حرم

 

تا دم ِ برگشت با ما بود...

 

با ما برنگشت

 

راستی آقا همان آهو که ضامن بوده ایش

 

آخرش برگشت پیش مادرش...

 

یا برنگشت؟!

 

 

 

صبح از سمت خراسان تو بر میخیزد ...

 

 

دنیا بر این بناست که آخر به حق رسیم

پس واجب است از در سلطان گذر کنیم

 

 

 

همیشه رو به گنبد با خدای خود سخن گفتم

 

همیشه در این حرم محکم شده ایمانم

 

 

 

 

ای کاش جان بخواهی ...

 

 

 

این دل سنگ مرا

گریه عجب بود عجب

دم نقاره زنت گرم

غریب الغرباء

 

 

 

 

از این جهان سرد و پر دود و بی بها

مشهد

برای من

همه اش مال دیگران

 

 

بدهکاری حرم آمد ،

 تو پر کردی حسابش را  

 

سلام گرگ گرچه با طمع ،

دادی جوابش را

 

 

 

امشب ....
مسافر مشهد هستم...
پشت پایم آب نریزید...

 

 

 

دستانم شاید 

 

اما ...

 

دلم نمی رود به نوشتن ...

 

این كلمات به هم دوخته كجا ... احساسات من كجا !

 

این بار ننوشته مرا بخوان آقا ...

 

 

 

 

 

ادامه نوشته

تبریک

ایام الله دهه ی فجر مبارک

خوشبختی

 

 

 

به دانشمندی گفتند خوشبختی چیست؟ گُفت

حاصل یک کسری است که صورتش تلاش و مخرجش توقع است

هرچه صورت نسبت به مخرج بیشتر بشه .

جواب بزرگتر میشه

حالافرض کُنید توقّع به صفر نزدیک بشه .

خوشبختی میره رو به بینهایت